|
انجمن ادبیات دانشگاه پیام نور ( واحد ری )
|
|
|
|
||||
|
به نام او سلام بعد از دو هفته، جلسه نقد شعر این هفته هم برگزار شد!( پنج شنبه قبل کلاس نداشتیم! البته با اطلاع قبلی بود) تعداد نفرات نسبت به جلسات قبل کمتر بود ودرنتیجه شعر های کمتری هم خونده شد، ولی از کیفیت کلاس کم نشده بود ، تازه، این جلسه نقد روی شعر ها خیلی مفصل تر بود !!! بحثی هم درباره خیام و رباعیاتش شد که چون نیمه کاره موند، ادامه بحث موکول شد به هفته آینده. قرار شد برای جلسه بعد ، مطالعه ای درباره رباعیات خیام داشته باشیم و بحثمون رو به سر انجام برسونیم.
راستی، کلاس نقد شعرمون، این ماه دو ساله شد!!! امیدواریم این جمع ، هر چی که سنش بیشتر میشه، ریشه هاش محکم تر ، برگهاش سبز تر و میوه هاش رسیده ترشه. آمین
**************************************** ماه بعد آب تنی در حوزه همسایه حالا مهمان پنجره بسته برج ما شده است پنجره ای که ماه به ماه باز نمی شود «سعید سروندی »
...................................................... باران می تابد برسنگفرش خیابان پنجره را باز می کنم دلم هوای تو را کرده سردم که می شود فنجان چای سرشارم می کند خیالم بخار می کند خاطرهء دست های تو را که چای مرا با نبات هم می زدی ...
آسمان صیغه می خواند و باران محرم اشک های من می شود ... من گرم می شوم، دریغ امید آمدنت سرد تر ..
پنجره را می بندم تو از روی ابر ها دست تکان می دهی باران تمام می شود من هم ... « مینا اژدری » ................................................ از روی نقشه جغرافیا فاصله ی محله ی ما تا محله ی شما یک بند انگشت است یا کمی بیشتر
بند بند انگشتانم را کنار هم که می گذارم به پنجره اتاقم هم نمی رسم
نقشه را تا می کنم توی جیبم حالا فاصله ی من تا محله ی شما یک بند انگشت است نه ، کمی کمتر « معصومه عرب »
+
نوشته شده در ساعت توسط D&V
|
|
|||||
|
|||||